سلام عزیزااان خوبید ؟ در زمان حاضر ۱۲ مرداد سال ۹۷ هستش .. از اخرین باری که نوشتم حدود ۸ ماهی میگذره .. یادمه خبر بارداریمو اومدم گفتم ...
الان مامان نفیسه ۹ ماهشه و تقریبا یه ماه دیگه فارغ میشه ان شاا... برام دعا کنید بچه صحیح و سالم بدنیا بیارم ...منو بابای دخترم ( بعللله بچمون دختره ) خیلی خیلی خوشحالیم .. اصلا یه تحول عجیبی داده به زندگیمون ... هنوز نیومده شده هدف قشنگ زندگیمون حالا اسم دخترمونو چی بذاریم ؟؟ من میگم سدنا ، بابایش میگه سوده ... بنظرتون کدوم قشنگه ؟؟ (حالا بعدا اعلام میکنم ا
برچسب:
نویسنده: مریم پورعلی
15 / 5 / 95 ، روزی که اسم همدیگه رو تو شناسنامه ی هم نوشتند و ازمون پرسیدند : آیا وکیلم شما را به همسری همدیگر دربیاورم؟ و ما با صدای رسا و با لبای خندان و دلای سرشار از عشق کلمه ی شیرین بله رو تکرار کردیم ... و شدیم زن و شوهر .. و در زمان حاضر 15/ 5 /97 هست که دو سال از اون روز میگذرد ... و هروز و هرروز بیشتر کشفت میکنم جوادم ...
بهترینم ،، تو بهترین قصه ای بودی که خدا برایم تعریف کرد .. و بهترین جواب برای دعاهای خوشبختی مادرم برای من ... باش .. و با بودنت انگیزه ی بودن من باش .. دنیای من ، ف
برچسب:
نویسنده: مریم پورعلی
سلام ... چطورید ؟؟
جواد جانم چطوره؟ .. خیلی وقته پیجمو آپدیت نکردم ... اگه بگید الان کی هست .و چند ماه از اخرین نوشتم میگذره؟
در زمان حاضر ۱ مرداد ۹۸ هست . اخرین باری که حرف زدیم اخرای تابستون بود .و تقریبا داره یکسال میشه ...
و شرح حال ماجرا مامان نفیسه مامان شد و الان صاحب یه دختر خوشگلو جیگره
برچسب:
نویسنده: مریم پورعلی
سلام ... چطورید ؟؟
جواد جانم چطوره؟ .. خیلی وقته پیجمو آپدیت نکردم ... اگه بگید الان کی هست .و چند ماه از اخرین نوشتم میگذره؟
امروز ۱ مرداد ۹۸ هست . اخرین باری که حرف زدیم اخرای تابستون بود .و تقریبا داره یکسال میشه ...
و شرح حال ماجرا
برچسب:
نویسنده: مریم پورعلی
درست یک هفته ی پیش ، دقیقا ۱۷ دی .. یک احساس جدید در من متولد شد ... که تمام زندگیم یک چنان احساسی رو تجربه نکرده بودم .. و نخواهم کرد ..
♡♡حس بی نظیر مادر شدن و انتصاب کلمه ی *مادر* ♡♡با دیدن جواب آزمایشم ، که نوشته positive ...یک چنان انرژی در خودم
برچسب:
نویسنده: مریم پورعلی
سلام عزیزااان خوبید ؟
امروز ۱۲ مرداد سال ۹۷ هستش .. از اخرین باری که نوشتم حدود ۸ ماهی میگذره .. یادمه خبر بارداریمو اومدم گفتم ... الان مامان نفیسه ۹ ماهشه و تقریبا یه ماه دیگه فارغ میشه ان شاا...
برام دعا کنید بچه صحیح و سالم بدنیا بیارم ...
منو
برچسب:
نویسنده: مریم پورعلی
15 / 5 / 95 ، روزی که اسم همدیگه رو تو شناسنامه ی هم نوشتند و ازمون پرسیدند : آیا وکیلم شما را به همسری همدیگر دربیاورم؟ و ما با صدای رسا و با لبای خندان و دلای سرشار از عشق کلمه ی شیرین بله رو تکرار کردیم ... و شدیم زن و شوهر ..و امروز 15/ 5 /97
برچسب:
نویسنده: مریم پورعلی
تمام لحظه های سخت و آسون را ... من این پیاده رفتن زیر بارون را ... درکنار قدم های تو دوست دارم ...
برچسب:
نویسنده: مریم پورعلی
آخرین کسی ک قبل از خواب به او فکر میکنید ... همان کسی است ک قلب شما به او تعلق دارد ... میگم جواااد ما ک فرصتی نداریم فک کنیم به هم قبل خواب, اخه تا پاسی از شب باهمیم آخرشم کرششش میخوابیم یا خواب میمونیم 
برچسب:
نویسنده: مریم پورعلی
آدمهایى هستنند که وجودشان در زندگیت نور امید است…
به راستى شاهکار خلقت خدا هستند…
وجودشان تنت را گرم و ته دلت را قرص مى کند…
گاهى زبان هم در برابر تعریف تمجیدشان قاصر مى شود…
انگارى که الهه ى عشق هستند و واژه ى فرشته هم براى آنها اندک است…
آدمهایى
برچسب:
نویسنده: مریم پورعلی